چرا اصلاح بنزین در ایران شکست خورد؟

  قصه افزایش قیمت بنزین ۱۹ مرتبه در تاریخ ایران انجام شده که در سه مورد به اعتراضات مردمی انجامیده؛ برنده و بازنده چه کسی است؟

تاریخچه تغییرات قیمت حامل‌های انرژی و به ویژه بنزین در سراسر جهان و به طور خاص خاورمیانه و ایران، آبستن حوادث متعددی بوده است. اما چه شده که در برخی موارد این اقدامات به راحتی در جامعه پذیرفته شده و در سایر دفعات به آشوب کشیده شده است. پرسش مهم‌تر آنکه چگونه هنوز هم دغدغه «قیمت‌گذاری» حامل‌های انرژی در کشورمان مطرح است. علیرضا توکلی کاشی، کارشناس ارشد بازارهای مالی در پنل «فردای اقتصاد» با موضوع «قواعد حکمرانی اقتصادی» در نمایشگاه کیش‌اینوکس ۲۰۲۲ به این پرسش‌ها پاسخ داد. در ادامه خلاصه‌ای از ارائه دکتر توکلی کاشی را می‌خوانید.

اولین بلوای افزایش قیمت بنزین در ایران
سال ۱۳۰۶ نخستین پمپ بنزین ایران در آبادان توسط شرکت بی‌پی تاسیس و قیمت هر لیتر بنزین ۵ ریال مصوب شد. قریب به ۳۷ سال بعد یعنی سه‌شنبه ساعت ۱۲ ظهر سوم آذر ۱۳۴۳ با اعلام نخست وزیر قیمت هر لیتر بنزین دو برابر و معادل ۱۰ ریال اعلام شد. این غافلگیری به اعتراضات مردمی، اعتصاب تاکسی‌ها و ورود ارتش انجامید تا در نهایت شخص اول مملکت بعد از ۵۰ روز اعتراضات قیمت را به ۶ ریال کاهش داد. شاید ترور نخست وزیر در کمتر از دو ماه جلوی ورودی مجلس نیز بی‌ارتباط با این تصمیم نباشد. اتفاقی که تا ۱۳ سال، یعنی ۱۳۵۶ منجر به تثبیت قیمت بنزین شد.

تفاوت آشوب با پذیرش افزایش قیمت سوخت
تاریخ تغییرات بنزینی کشور نشان می‌دهد طی ۶۰ سال گذشته ۱۹ بار قیمت‌ها تغییر کرده و فقط سه بار به اعتراضات مردمی رسیده است. دو تفاوت مهم میان دوره‌هایی که به آشوب کشیده شده و دوره‌هایی که با پذیرش مردم همراه بوده وجود دارد. اول و مهم‌ترین آن است که در دوران پذیرش، مردم از قبل در جریان تغییرات قیمتی قرار می‌گرفتند و در زمان اجرای افزایش قیمت‌ها کاملا با شرایط جدید تطبیق داشتند.
 
نکته دوم میزان افزایش قیمت است که دیده می‌شود در دوره‌هایی که به اعتراض منجر شده، افزایش قیمت‌ها به نسبت شدید (بیش از ۱۰۰ درصد) بوده است. به عبارت دقیق‌تر، سرکوب قیمت‌ها برای مدت طولانی و سپس افزایش ناگهانی آن خشم بیشتری برای مردم به همراه داشته است.

قیمت منطقه‌ای بنزین

نگاهی به قیمت بنزین میان همسایگانمان نشان می‌دهد (جدول زیر) به طور متوسط هر لیتر بنزین در هفته گذشته بیش از ۸۰ سنت بوده است. حال آنکه این رقم در ایران کمتر از ۱۰ سنت است. مساله‌ای که منجر به افزایش انگیزه قاچاق سوخت در کشور می‌شود و تفاوت این نرخ‌ها به عنوان یارانه سوخت موسوم به «یارانه سیاه» شناخته می‌شود.

تغییرات ۵۸ ساله قیمت بنزین
سال ۱۳۴۳ قیمت هر لیتر بنزین در آمریکا ۸ سنت بوده و در ایران ۵ ریال. نرخ دلار نیز در آن سال ۷۶ ریال بوده است. در مهر ۱۴۰۱ قیمت هر لیتر بنزین در آمریکا به ۱.۰۵ دلار رسیده (۱۳ برابر)، نرخ دلار بیش از ۳۲۰ هزار ریال (۴۲۲۰ برابر) و قیمت رسمی بنزین به ۳۰ هزار ریال (۶ هزار برابر) شده است. یعنی معادل ریالی قیمت بنزین در آمریکا قریب به ۵۶ هزار برابر شده، حال آنکه قیمت ریالی آن در کشورمان فقط ۶ هزار برابر شده است. مساله‌ای که نشان می‌دهد یارانه بنزین تا کجا پرداخت می‌شده است.

سهم هر ایرانی از یارانه سیاه
طبق آخرین آمار سازمان بین‌المللی انرژی در سال ۹۷ حدود ۶۹ میلیارد دلار یارانه انرژی در ایران داده شده است که بالاتر از عربستان و چین رتبه نخست جهان را داشتیم. محاسبات نشان می‌دهد این یارانه برای مجموع بنزین، گازوئیل، گاز طبیعی و برق به ۱۰۶ میلیارد دلار در سال رسیده است که یعنی برای هر نفر بیش از ۳۸ میلیون تومان. پس اگر این یارانه به صورت نقدی به شهروندان تخصیص می‌یافت یک خانوار چهار نفره ماهی ۱۳ میلیون تومان عایدی داشت. نگاهی به رفاه خانوارهای ایرانی نشان می‌دهد چنین هزینه‌کردی یک سیاست نادرست و شکست‌خورده به نظر می‌رسد.

چرا اصلاح بنزین در ایران شکست خورد؟
هرچند روند مصرف بنزین در کشورمان نشان می‌دهد به جز تعدیل قیمت سال ۸۶ که منجر به کاهش مصرف شد، هر بار افزایش قیمت بنزین اثر خاصی بر مصرف نداشته است. به عبارت دیگر، افزایش قیمت‌هایی که با تاخیر و بعضا به صورت ناگهانی (آبان ۹۸) انجام شده همواره از تقاضا عقب بوده است و جز هزینه‌های اجتماعی چیزی به بار نیاورده است.

بررسی ریشه‌های این سیاست شکست‌خورده به سه عبرت مهم می‌انجامد. اول، هرگونه رویه اصلاحی که در حامل‌های انرژی انجام می‌شود باید با اطلاع‌رسانی به مردم و روشن کردن افکار عمومی انجام شود، در غیر این صورت هزینه‌های اجتماعی اعتراضات غیرقابل جبرانی به بار می‌آورد و مسیر اصلاحی را تا سال‌ها مسدود می‌کند. دوم، اگر به سوی شناور شدن قیمت‌ها حرکت نشود، اصلاح قیمت‌ها یک داستان تکراری می‌شود که نه تنها مانند زخمی کهنه در اقتصاد ایران رخنه می‌کند، بلکه به مرور همراهی مردم با آن کمرنگ می‌شود. سوم، عدم به تعویق انداختن اصلاح قیمت‌ها و سرکوب طولانی‌مدت آن است؛ زیرا نتیجه آن یک افزایش ناگهانی است که ابعاد تلخی به همراه دارد. ضمنا یارانه‌ای است که مابه‌ازای این اصلاحات انجام می‌شود باید به گونه‌ای تنظیم شود که بتواند در صورت نوسان منابع درآمدی به افزایش نقدینگی (یا در اصطلاح به چاپ پول) منجر نشود.
 
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *